پنجشنبه ۱۲ نوامبر ۲۰۰۹

77) خواننده ها و تلويزيون رنگي

نوش آفرين در هفته نامه اطلاعات بانوان

مهستي در هفته نامه تهران مصور

حميرا در هفته نامه ستاره سينما


هفته نامه اطلاعات هفتگي در تاريخ 29 مرداد 1355 مطلب جالبي به شرح زير به چاپ رسانده است :

رنگي شدن تلويزيون باعث تغييرات تازه اي در دنياي هنر شده است . بجز تلويزيون كه گويندگانش را روي نيمكتهاي كلاس درس نشاند ، خواننده ها نيز براي شروع برنامه هاي رنگي التهاب زيادي از خود نشان ميدهند . شايع است كه بعضي از آنها سفارشهاي كلاني براي خريد لباس به بوتيكهاي اروپايي داده اند و در نظر دارند با ظاهر بسيار خيره كننده اي روي پرده تلويزيون ظاهر شوند . راوي ميگفت طي يك ماه اخير هايده 150 هزار تومان ، مهستي 130 هزار تومان ، حميرا 90 هزار تومان و نوش آفرين 110 هزار تومان لباسهاي رنگارنگ خريده اند . با اين حساب بنظر ميرسد كه تلويزيون رنگي تا كنون نزديك به يك ميليون تومان روي دست خواننده هاي ايراني خرج گذاشته است .


پاسخ به نظرات :
بهروز ، بابك و علي عزيز :
ممنون و متشكر از توضيحات بلند بالا و جامع و كامل شما دوستان . ممنون از اينكه وقت گذاشته و به كاملتر شدن مطالب وبلاگ كمك مي كنيد . در ضمن بابك عزيز ، من مجله كاملي كه اشاره كردي ندارم و فقط عكس رو از دوستي به امانت گرفتم .
پيام عزيز :
خوشحالم از آشناييت و ممنون از اينكه تجربه شخصيت رو با ما قسمت كردي .
و با تشكر هميشگي از نازي ، حميد و مانداناي عزيز

دوشنبه ۲ نوامبر ۲۰۰۹

76) جنگ قديم و جديد (2)

نوش آفرين در هفته نامه اطلاعات هفتگي - 1355

ليلا فروهر در هفته نامه ستاره سينما - 1355

ناصر چشم آذر و ديناميك در هفته نامه اطلاعات هفتگي - 1352


پس از حملات دلكش به خوانندگان جوان از جمله رامش ، پس از يك سال در تابستان 1355 نوبت رامش بود كه در مصاحبه خود با هفته نامه جوانان به جوانترها مثل ليلا فروهر و نوش آفرين و حتي عارف بتازد. رامش، نوش آفرين و ليلا فروهر را مقلدين گوگوش دانسته و آنها را بي صدا ناميد . همچنين رامش اظهار داشت كه عارف نيز صداي خود را از دست داده است . متهمين نيز به دفاع از خود پرداختند كه به اين دفاعيه ها بطور خلاصه اشاره ميشود :

عارف:
اگر احيانا اين جنجال و اتهام بي صدايي من باعث پيدا شدن شوهر خوبي براي خانم رامش ميشود ، من حاضرم بي صدا باقي بمانم .

نوش آفرين :
اگر خانم رامش آهنگ كاكلي مرا توانست بخواند ،من از صحنه خوانندگي خارج ميشوم .

ليلا فروهر :
زماني خانم رامش به خوانندگان قديمي حمله ميكرد كه مانع از موفقيت جوانها ميشوند و حالا خودش ميخواهد مانع موفقيت جوانها بشود .

و اما نظر آهنگسازان مختلف :

فريدون خشنود :

فريدون خشنود ، آهنگساز نوش آفرين و كسيكه اين هنرپيشه را بطرف كار خوانندگي كشيد چنين گفت : گوگوش در بين خوانندگان جاي خاصي دارد ، او يك خواننده تثبيت شده و مورد قبول مردم است و از نظر تكنيك و قدرت صدا مورد تاييد صاحبنظران ميباشد . ولي نوش آفرين بعقيده من از وسعت صداي بسيار خوبي برخوردار است و آينده اي بس درخشان انتظارش را مي كشد .
ليلا فروهر جوان و تازه نفس است و اگر صدايش آن پختگي لازم را ندارد ، فقط بخاطر جوانيش مي باشد كه بدون شك در آينده خوب خواهد شد و جاي رفيعي براي خود پيدا خواهد كرد .
در مورد رامش بايد بگويم ، ايشان يك خواننده قديمي و پيش كسوت است ولي اين دليل نميشود كه ديگران نخوانند و يا پيش كسوتي دليل بهتر بودن نيست .
خوانندگان قديمي بايد قبول كنند كه بالاخره جوانها مي آيند و آنها خواه نا خواه بايستي جاي خود را به آنها بدهند . خانم نوش آفرين و ليلا فروهر فعلا جاي خود را باز كرده اند و طرفداران بيشماري پيدا كرده اند . بدن شك يك روز هم چهره هايي مي آيند كه جاي ليلا و نوش آفرين را خواهند گرفت و اين رسم در تمام دنيا معمول است .

پرويز مقصدي :
من معتقدم كه خوانندگان هر كدام براي خودشان لطفي دارند و عده اي آنها را مي پسندند ولي اين مسئله هم سالهاست رسم شده كه موج تازه اي كه بوجود مي آيد عده اي از قديمي ها شروع به نق زدن و ناخنك زدن مي نمايند . بعد هم كم كم اوضاع بحال عادي خود برميگردد و هر كدام براه خود ميروند . لازم است برايتان توضيح بدهم اينروزها نه تنها در ايران بلكه در سراسر دنيا تصنيف خوان فراوان شده است كه اگر ميكروفن را از جلويشان برداريد ديگر صدايي برايشان باقي نمي ماند .
حالا بر ميگرديم روي خوانندگان مورد نظر شما . گوگوش جاي خود را دارد و نبايد قاطي رامش و نوش آفرين و ليلا بشود چون بعد طي فاصله اي فراوان ما رامش را بدنبال گوگوش مي بينيم .
من شخصا صداي هر سه را مي پسندم يعني در صداي رامش ، نوش آفرين و ليلا بهر حال لطفي وجود دارد . ولي بايد قبول كرد كه پختگي صداي رامش متمايز است . اگر ليلا و نوش آفرين هم همين تجربيات رابدست آورند ، مسلما در حد رامش و شايد هم بهتر خواهند بود . شخصا اگر قرار باشد بين اين سه چهار خواننده انتخابي بكنم ، ابتدا گوگوش را با امتياز فراوان بر مي گزينم و سپس با فاصله زياد رامش را قرار ميدهم و بعد نوش آفرين و ليلا را .

ناصر چشم آذر :
ناصر چشم آذر در مورد نزاع لفظي ليلا فروهر ، نوش آفرين و رامش گفت : وقتي ادعاي نوش آفرين را در مورد مهارتش نسبت به اجراي ترانه كاكلي خواندم ، وسوسه شدم تا اين ترانه را گوش كنم . پس از شنيدن ترانه كاكلي با صداي نوش آفرين به اين نتيجه رسيدم نوش آفرين درست گفته و رامش بهيچوجه نميتواند كاكلي را مثل نوش آفرين بخواند ، چون اين خانم حدود پنجاه درصد ترانه را خارج خوانده است . بهر حال خانم نوش آفرين هم بخاطر اين مسئله دست از خوانندگي نكشد و كارش را دنبال كند چرا كه خوانندگي اين روزها براي خيليها شغل نان و آبداري شده است .
اگر خانم رامش اظهار داشته نوش آفرين و ليلا مقلد گوگوش هستند ، اين حرفي است كه اكثرا ميزنند و بيشتر مردم بر اين عقيده هستند . چرا رامش ، بتي و اكي بنايي را مقلد گوگوش ذكر نكرده است .
در مورد ليلا فروهر هم بايد بگويم ، يكبار به اين خانم آهنگي بنام عمر دادم كه پس از مدتي تمرين متوجه شدم كار كردن با رامش و گوگوش و ليلا فروهر از زمين تا آسمان فرق دارد و اينها قابل مقايسه با يكديگر نيستند .
از تمام اين حرفها گذشته ، خواننده جماعت را راديو و تلويزيون و مطبوعات معرفي ميكنند و با پخش صداي مكرر و چاپ عكشان آنان را بخورد مردم ميدهند .چه خوب است كه راديو و تلويزيون صداي هر بيصدايي را از شبكه هاي خود پخش نكنند .
بهر حال اگر قرار شود روزي چند خواننده رابراي يك فستيوال انتخاب كنم ، اين خانومها جزوشان نخواهند بود و در خاتمه چه خوبست اينها دست از كوبيدن و حمله و پرخاش بيكديگر بردارند چرا كه همه اينها نقطه ضعف دارند و تماما قابل انتقاد وايراد هستند .

عطا الله خرم :
جوانان عزيز ميخواهيد با اين اظهار نظر كار دست ما بدهيد تا حالا كه اظهار نظر نكرده بوديم ، بعضي از اين خانومها وقتي مرا در استوديوهاي ضبط ميديدند توقع سلام وتعظيم داشتند ، واي به زماني كه اظهار نظرهم بكنيم .
در مورد اين خانومها بقول شاعر هم قم خوبه هم كاشون رحمت به هر سه تاشون .
بنظر من رامش دختر زرنگ و خوش صدايي است .
نوش آفرين دختر خوشگل و خوش صدايي است . اينها هر كدام براي خود طرفداراني دارند و نظرات آنها هم قابل احترام است و قطعا صداي هر سه مناسب خوانندگي است كه ترانه هايشان از راديو و تلويزيون پخش ميشود .
بعقيده من اينها بيخود جنجال ميكنند ، از قول من به آنها بگوييد صورت همديگر را ببوسند و صلوات بفرستند .

بابك بيات :
من در مورد گوگوش عقيده دارم كه واقعا از نظر احساس فوق العاده است . در مورد رامش بايد بگويم كه صدايش زنگ خوبي دارد ضمنا پيش كسوت نيز بحساب مي آيد و خوانندگان جديد بايد به اين پيش كسوتها احترام بگذارند ، بخصوص كه ايندو سبك خاص خود را دارند .
در مورد نوش آفرين و ليلا فروهر معتقدم كه هر دو تقليد آشكاري از گوگوش چه از نظر صدا و چه اجرا و حركات دارند و اگر روزي سبك مخصوص خود را بيابند ، مسلما عقايد تازه اي را بر خواهند انگيخت .

اشاره :
همانطور كه بهروز عزيز در پست قبلي اشاره كرد ، متاسفانه در نظرات و قضاوتهاي دست اندركاران هنري ، كاملا غالب بودن روابط بر ضوابط در اظهار نظرها چه در تمجيد و چه در انتقاد مشهود است .
در همين پست ، فريدون خشنود در مورد نوش آفرين كه با او زوج هنري كاملا موفقي را تشكيل داده بود ، قضاوت مثبت كرده است . خشنود با نوش آفرين قرار دادي امضا كرده بود كه به مدت چندين سال ، در سهم در آمد او شريك باشد و سود دو طرفه خوبي از اين قرارداد نصيب طرفين شد.
ناصر چشم آذر با ديناميك وارد فعاليت مشتركي شد ، چشم آذر براي ديناميك اركستر كاملي تدارك ديد و شروع به آهنگسازي براي او كرد كه بدليل ناموفق بودن ديناميك در خوانندگي اين پرو‍‍ژه مشترك ناكام ماند . طبيعي است كه موفق بودن خشنود - كه از رقباي هنري ناصر چشم آذر به حساب مي آمد – در همكاري با نوش آفرين ، مي توانست براي چشم آذر ايجاد حساسيت نمايد .جالب است بدانيد برخلاف نظر آقاي چشم آذر در مورد انتخاب هركدام ازاين خانمها در فستيوال فرضي ايشان ، كمي بعد از طرف فستيوال بين المللي صدا در تركيه از جانب برگزاركنندگان اين جشن ، ابي و نوش آفرين از ايران براي شركت درفستيوال انتخاب شدند.
درمورد ترانه كاكلي همانطور كه استاد عطاالله خرم در همين نظر خواهي اشاره مشابه كرده است ، بعيد است كه ترانه اي از فيلتر شوراي موسيقي راديو و تلويزيون رد شده باشد ، در حالي كه پنجاه در صد آن خارج از نت خوانده شده باشد .
در مورد اينكه چرا رامش ، بتي و يا اكي را مقلد معرفي نكرده است ، بنظر واضح است كه چون بتي و اكي هيچگاه به موقعيت جنجالي در خوانندگي دست نيافتند ، پس بحثي هم ايجاد نميكردند .
همانطور كه در پستهاي قبلي به آن اشاره شد ، بنا شده بود كه زنده ياد بابك بيات در ابتداي تصميم نوش آفرين جهت شروع خوانندگي ، براي او آهنگ بسازد كه چون به توافق نرسيدند ، اين همكاري هيچوقت آغاز نشد .پس شهرت بيش از حد نوش آفرين در طول يكسال آوازخواني براي بابك بيات هم ميتوانست ، ناراحت كننده باشد.

پنجشنبه ۲۹ اکتبر ۲۰۰۹

75) جنگ قديم و جديد (1)

نوش آفرين در هفته نامه اطلاعات دختران پسران


گوگوش در هفته نامه اطلاعات هفتگي


رامش در هفته نامه تهران مصور

دلكش در هفته نامه جوانان


همانطور که در پستهای پیشین اشاره شد ، در سال 1354 زنده یاد دلکش با اعتراض و انتقاد شدیدالحن ، به برخی خوانندگان جوان موزیک پاپ در مصاحبه با خبرنگار اطلاعات در هفته نامه جوانان سر و صدای زیادی بپا کرد و با فاصله اندکی در سال 1355 ، رامش که خود سال گذشته - مورد حمله و انتقاد تند دلکش قرار گرفته بود – به خوانندگان جوانتر از خود یعنی لیلا فروهر و نوش آفرین و حتی عارف که از خوانندگان هم دوره اش بود پرداخت . در این پست به انتقادهای دلکش و برخی پاسخهاي چاپ شده در چندين شماره از مجله جوانان ، به شکل خلاصه و اجمالی پرداخته میشود و در پست بعدی در مورد انتقاد رامش و برخی پاسخها و نظرهای مندرج در همین مجله مطلب خواهیم داشت :

دلکش در مصاحبه ای با خبرنگار اطلاعات گفت :
گوگوش ، رامش ، عارف ، شماعی زاده ، ستار ، ابی و مرتضی هیچکدام خواننده نیستند ، بلکه کاریکاتور خواننده هستند . این خواننده های قد و نیمقد با قر و غمزه هایشان ، با ادا در آوردن هایشان با آرایش عجیب و غریب سر و رویشان ذوق مردم را منحرف کرده اند . اینها کسانی هستند که بخاطر پول خودکشی میکنند . بخدا اگر من میدانستم که روزگاری میرسد که مردم از صدای چندش آور کسانی مثل شماعی زاده ، عارف ، مرتضی ، ابی ، ستار ، گوگوش و رامش لذت میبرند و برای شنیدن اینگونه صداهای ناخوش و بی قدرت پول خرج میکنند ، اصلا آواز نمیخواندم .

پاسخها :

گوگوش :
شاید زمانی که من بچه بودم و در تاترهای لاله زار غزلهای کوچه باغی دلکش را میخواندم ، موجب شد که امروز ایشان مرا کاریکاتور خواننده ها بدانند . در حال حاضر گوگوش خواننده ای بزرگ و محبوب است .
شماعی زاده :
من همیشه برای دلکش بعنوان یکی از بزرگترین خوانندگان ایران ، احترام قائل بوده وهستم . در واقع من مثل بچه او هستم . ما توقع داریم از طرف او احتمالا راهنمایی بشویم . دلکش در این گفتگو از عارف اسم برد چون از دوستان او نیست . ولی از منوچهر و ویگن که با او دوستی دارند، حرفی نمیزند. در ضمن گناه ما نیست اگر کسی برای موسیقی ایرانی دلسوزی نمیکند. مردم دوره تازه ، موسیقی تازه ای میخواهند.
ابی :
اینکه خانم دلکش معتقدند که با پشتکار خواننده شده اند امریست محال . هنر آواز و زیبایی عطیه ایست که دارندگان آن کوچکترین تلاشی در بدست آوردن آنها نکرده اند . تفاوتها در زیبایی شناسی نیز ، جبر زمانه است و هنر آواز ناگزیر خود را با دگرگونیهای زمانی منطبق ساخته و میسازد.
ستار :
من برای اینکه ثابت کنم کاریکاتور نیستم در حضور هیاتی حاضرم امتحان بدهم. خود خانم دلکش هم در کاباره میخوانند و حالا هم کاباره دارند . حرف زدن مطرح نیست ، عمل مهم است . مردم امروزی را نمیشود به آلودگی و دستک بازی مجذوب کرد . اگر ما خواننده نباشیم طردمان میکنند و قبولمان ندارند.
مرتضی :
من به خانم دلکش احترام میگذارم ، اما ماها جوان هستیم و فسیل نیستیم و فسیل نشده ایم . خود خانم دلکش هم از پول بدشان نیامده و نمیاید . تقصیر ما نیست که چهچه دلکش چون گذشته طرفدار ندارد.
رامش :
من برای خانم دلکش احترام زیادی قائلم . چه خوب بود ایشان بجای حمله ، اقلا تجربیات و دانش موسیقی شان را در اختیارمان میگذاشتند. من یادم نمیرود خانم دلکش چند سال پیش در کاباره ای عارف را به میان جمع برد و کلی از صدای او تعریف کرد . با خود منهم همیشه برخورد خوب داشت و از صدایم تعریف میکرد. در این میان احساس و شعور مردم چه میشود ؟ آیا این همه مردمی که علاقه مند صدای نسل جوان شده اند چیزی نمی فهمند و فقط خانم دلکش باید نظر بدهند؟
عارف :
زمانیکه خانم دلکش مرا کاریکاتور خطاب کردند برای انجام برنامه ای به اتفاق خانم مرضیه در نیویورک بسر میبردم. فکر میکنم که مسئله ای که موجب شده خانم دلکش این طور مرا مورد حمله قرار دهند ، موفقیتهای پی در پی و اخیر خانم مرضیه می باشد . راجع به مسئله سبک موسیقی نیز در شان ما خوانندگان نیست که نشسته و همراه دود و دم آواز بخوانیم. در مقابل موسیقی کلاسیک که اصالت وعمق دارد ، موزیک پاپ هم هست و استقبال از این موزیک بیشتر از هر نوع موزیکی است.
جمال وفایی :
من صلاحیت ندارم درباره دلکش حرف بزنم ولی به جوانها هم باید میدان داد . من با تمام جوانها دوست هستم و آنها هم هیچوقت ادعا نکرده اند که کارشان بهتر از ماست .
عقیلی :
من به جرات میگویم که بعد از قمر تنها دلکش بود که پایه های موسیقی اصیل ایرانی را استحکام بخشید و هرگز تحت تاثیر عوامل زمانی و مد روز ، موسیقی اصیل را آلوده نساخت . مطمئن هستم مقصود دلکش اینست که خواننده های امروزی باید در پی آواز اصیل خواندن و حفظ موسیقی سنتی باشند.
پوران :
دلکش استاد ما هستند و نمیتوانم بگویم نظرشان غلط بوده است .خوب بود جوانترها حرفی نمیزدند و جواب خانم دلکش را با این عبارات نمیدادند. در مورد کار جوانها بایستی بگویم ، موسیقی بنا بخواست مردم ، هر زمان سبک و شکل خاصی دارد . عقیده دارم که دستگاههای مسئول برای حفظ موسیقی اصیل ایرانی ، مردم را به هر نوع موسیقی عادت ندهند.
بتی:
ضمن احترام به پیش کسوتی خانم دلکش به ایشان میگویم چه خوب بود بجای حمله به کار جوانها ، به آنها راه و طریقی ارائه میدادید. مردم جواب یک خواننده را میدهند ، اگر کسی خواند و باقی ماند یقین بدانید که چیزی در چنته دارد.
سعید دبیری :
برای خانم دلکش همین افتخار بس که سی سال تمام خوانده و مردم به صدایش گوش کرده اند . پس مردم تکلیف یک خواننده را روشن میکنند و نیازی به توصیه خانم دلکش نیست .
بنان :
موسیقی در شروع جزیی از تعزیه بوده و برای اشک و آه بکار میرفته . خود من در هنگام خواندن دچار اشک و آه میشدم . ولی امروز چرا؟ امروز که عصر تحرک و جوشش است چرا باید آه وناله کنیم ؟ چرا جوانانی را که با خودشان شور و هیجان آورده اند چوب بزنیم ؟ چرا پولی که جوانها از خواندن بدست میاورند ، من ، بدیع زاده ، دلکش و دیگری را نارحت کند ؟ من عاشق صدای گوگوش هستم ، او یک پارچه شور و هیجان است . چگونه میتوانم منکر حرکات موزون و صدای شنیدنی او هنگام اجرای ترانه هایش شوم ؟ همین رامش صدای واقعا لطیفی دارد . عارف عالی میخواند و من در ردیف جوانها بهتر از عارف سراغ ندارم . او صدای بم و دلنشینی دارد . شماعی زاده صاحب تیپ آواز خاصی است . اگر شما قصد حفظ موسیقی سنتی را دارید چرا به دیگران حمله میکنید ؟ موزیک جوانها کاری به موسیقی سنتی ندارد . عارف بازهم بخوان ، شماعی زاده از غریب آشنا حرف بزن ، گوگوش تو هم چوب بزن که داری خوب میزنی .
اردلان سرفراز:
الان کسی دنبال ششدانگ و یک دانگ صدا نیست . صدا باید حاوی حس و پیام باشد و خواست شاعر را در شنونده القا نماید . ممکنست شماعی زاده نتواند مثل ایرج چهچه بزند و دل ایدل بگوید ولی من از صدای او بیشتر لذت میبرم . چرا که ایرج با خواندن خود هیچگونه هیجان ، حس و حرکتی با صدایش در من شنونده ایجاد نمیکند. صدای دلکش برای من خاطره انگیز و قشنگ است ، ولی این دلیل نمیشود که صدای جوانها را دوست نداشته باشم.
منوچهر :
این موضوع تبی دیگر از مظاهر اختلاف میان سنت پرستان و تجدید نظرطلبان بر سر موسیقی ایرانی است .
موسیقی سنتی ما که دلیل بقا و دوامش بهره گیری از احساسات و اندیشه های عرفانی و ژرف و در عین حال دیر هضم است چگونه میتواند تنها موسیقی یک ملت در هر شرایط روحی باشد ؟ از سنت پرستان خواهش میکنم دلواپس موسیقی سنتی ما نباشند ، اگر دلشان برای از دست رفتن موسیقی ایران شور میزند ، دلیلش اینست که آنرا خیلی دست کم گرفته اند . موسیقی جوانان را بحال خودش بگذارید و مطمئن باشید خیلی زود تکلیف خودش را معلوم میکند.
پرویز مقصدی :
کسی که با گردن کلفتی نمیتواند صدایش را به کسی تحمیل کند . زمانی مردم دلکش را انتخاب کردند و حالا همین مردم گوگوش و عارف را میخواهند. خانم دلکش زمانی شما با بودن سه چهار خواننده سالها بر مسند بودید ؛ ولی خوانندگان فعلی اطرافشان پر از صداهای تازه است و ماندن در این میدان کاری سخت و دشوار است.
مرضیه :
من با انتقاد منفی موافق نیستم . در جامعه تحول فوق العاده ای بوجود آمده که طبقات تازه ای چه از نظر سواد و چه از نظر مالی خود را بالا کشیده اند . یک موسیقی سنگین که با زبان حضرت مولانا یا حافظ اجرا شود هضمش برای این طبقات سنگین است . خوانندگانی چون رامش ، گوگوش ، ابی ... عطش این طبقات وسیع را ارضا میکنند . پس وجود این خوانندگان غیر لازم نیست و باید به آنها احترام گذاشت. مسلما اگر همین عده خوانندگان تحت رهبری و ارشاد اساتید قرار گیرند روز بروز به موسیقی اصیل و با فرهنگ نزدیکتر میشوند.چه خوب است که با تلفیق موسیقی و گنجینه ادب ایران اثری بوجود آوریم که شایسته عصر امروز و شئونات مملکت ما باشد و جوانترها را هم از این طریق ارشاد کنیم.

با تشكر فراوان از دوست عزيزمان جليل جهت ارسال عكس زيباي نوش آفرين

چهارشنبه ۲۱ اکتبر ۲۰۰۹

74) الهي نحسي سيزده بجان سوسك بيفتد

نوش آفرين



اينهم مطلبي فانتزي و بامزه است، درباره نحسي سيزده نوروز از ديد نوش آفرين در آغاز سال 1355 در هفته نامه اطلاعات بانوان :


نوش آفرين خواننده جوان و نو مشهور ، سال نو را با آهنگهاي تازه خط ساحل ، هيچ و كاكلي آغاز ميكند و بنظر اين نورسيده ي تازه به شهرت رسيده هر اتفاقي در زندگي براي هر كسي بيفتد دست خودش است و ربطي به خرافات و نحوست ندارد.
نوش آفرين ميگويد : روز سيزده حاضرم هواپيما سوار بشوم و سال گذشته روز سيزده از پاريس به تهران آمدم و هيچ اتفاقي هم نيفتاده و خيلي هم خوش گذشت . حاضرم معامله يك ميليون توماني در روز سيزده انجام بدهم ، ازدواج هم بكنم ، ماشين هم بخرم. علي الخصوص براي ازدواج كردن – در صورت پيدا شدن يك داماد شايسته – نه حاجت به استخاره كردن است و نه نياز به تعيين روز سعد و حتي اگر پيش آيد در روز سيزده نوروز هم حاضرم پاي سفره عقد بنشينم . به همه دختران دم بخت - منجمله خودم - توصيه و سفارش ميكنم كه براي عروش شدن همه روزه خوب است ( البته به غير از ايام عزاداري) . مخصوصا روز سيزده نوروز كه همه جا تعطيل است و مردم از شركت كردن در جشن عروسي و كادو آوردن نميتوانند عذر بياورند و صرفنظر كنند .
اما درباره دق دلي در كردن در روز سيزده دلم نمي خواهد ، نحسي آن بجان كسي بيفتد ، چون دشمني ندارم و اگر هم داشته باشم آنقدر به او خوبي ميكنم ، تا دست از دشمني بكشد . اما يك جانور زشتي است كه من از آن خيلي نفرت دارم و دعا ميكنم كه نحسي سيزده به جانش بيفتد و او را بكشد . اسمش ... اسمش ... اسمش سوسك است .

با تشكر از شايان عزيز جهت ارسال اين متن

سه‌شنبه ۱۳ اکتبر ۲۰۰۹

73) نوستارگان آواز ايران به جنگ قديميها آمده اند

نوش آفرين و ليلا فروهر در هفته نامه جوانان - پاييز 1354
نوش آفرين ، ليلا فروهر و نلي در روزنامه اطلاعات - 6 آذر 1354



همانطور كه در پستهاي پيشين اشاره شد سالهاي 1354 و 1353 ، سالهايي طلايي از جهت درخشيدن بسياري از خوانندگان موزيك پاپ ايراني است كه اغلب آنها تا به امروز نيز در دنياي موزيك حضور درخشان دارند و بقول معروف سوپراستار هستند. درخشش اين ستاره ها در مطبوعات آنزمان جنجالهاي زيادي ايجاد كرد و موافقان و مخالفان آنها با ارائه نظرات خود سو‍‍‍ژه هايي داغ براي مجلات و روزنامه ها فراهم ميكردند . زماني زنده ياد دلكش به خوانندگان نسل جوان چون ابي ، مرتضي ، ستار ، گوگوش ، رامش و... حمله ميكرد و چندي بعد رامش به خوانندگان نسل جوانتر چون نوش آفرين و ليلا فروهر ... و ...
ماجراي هنرمندان تازه نفس حتي از حوزه مجلات خارج شده و به روزنامه ها هم كشيده شد. مطلب اين پست از روزنامه اطلاعات در تاريخ 6 آذر 1354 آورده شده كه در صفحات رنگي به چاپ رسيده است :


نوجوانها به دنياي رنگين آواز آمده اند ، نوستارگاني تازه سال كه گويي ميخواهند در ميدان مبارزه آواز چنان جايي را از آن خود كنند كه تقريبا جايي براي هيچكس نماند . چون اين روزها از هر جا كه صداي ساز و آوازي ميشنويم ، بيشتر صداي ليلا فروهر ، نوش آفرين و نلي است كه بگوش ميرسد .
آري ، نوجوانها مي آيند ... و ليلا فروهر جوانترين از راه رسيده ايست كه از دنياي رنگين سينما آمده است و به يكباره جدي و پيگير به خوانندگي دست آويخته است.
نوش آفرين ناشناخته اي از ديروز و نيمه آشنايي از سينما و فيلمهاي فارسي است كه امروز خواننده اي است پرطرفدار در ميان گروه جوانان.
نلي نوستاره ديگر آواز صدايش از برنامه شش و هشت تلويزيون صدايي آشنا شد ، اما اين يكي بخلاف آنها راهش را از آواز و خوانندگي به سينما كج كرده است كه بزودي چهره او را نيز بر پرده سينما خواهيد ديد.
اين سه نوستاره آواز كه هنوز در مرز نوجواني اند در تلاش آنند كه با استعدادي نه چندان پخته و با دامني پر از ترانه و آهنگهاي رنگارنگ از موسيقي مصرف روز به ميدان جنگ قديميها پا بگذارند و با اين ره آوردشان ميخواهند پا جاي كساني بگذارند كه تنها صدايشان پشتوانه كارشان بوده است . اما ... آيا اين نورسيده هاي امروز ميتوانند ساليان ديگر چون قديميها خاطره انگيز باشند ؟ اين سئوالي است كه پاسخ آن دير بدست مي آيد.

اشاره :

*چهره نلي هيچگاه بر پرده سينما ظاهر نشد و اصولا در دنياي موزيك نيز بقول معروف چندان گل نكرد.

با تشكر از دوست عزيزمان شايان جهت ارسال عكس و مطلب روزنامه اطلاعات